psdkd psdkd .

psdkd

اشعار مولانا (گفتي)

 

 

گفتي كه مستت ميكنم
پر زانچه هــستت ميكنم

 

گـــفتم چـــگونه از كجا؟
گفتي كه تا گـفتي خودآ

گفتي كه درمــانت دهم
بر هـــــجر پـايـانت دهم

گفتم كجا،كي خواهد اين؟
گفتي صـــبوري بايد اين

 

"مولانا"



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۷ ارديبهشت ۱۴۰۰ساعت: ۰۹:۱۳:۱۵ توسط:sssss موضوع:

اشعار مولانا (طواف كعبه)

اشعار مولانا (طواف كعبه)

هزار بار پياده طواف كعبه كني
قبول حق نشود گر دلي بيازاري

 

 

"مولانا



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۷ ارديبهشت ۱۴۰۰ساعت: ۰۹:۱۳:۱۴ توسط:sssss موضوع:

اشعار مولانا

 

 

اي عاشقــان اي عاشقـان پيمانه را گم كرده ام 

دركنج ويران مــــانده ام ، خمخــــانه را گم كرده ام

هم در پي بالائيــــان ، هم من اسيــر خاكيان
هم در پي همخــــانه ام ،هم خــانه را گم كرده ام

آهـــــم چو برافلاك شد اشكــــم روان بر خاك شد
آخـــــر از اينجا نيستم ، كاشـــــانه را گم كرده ام
@nabtarinha
درقالب اين خاكيان عمري است سرگردان شدم
چون جان اسيرحبس شد ، جانانه را گم كرده ام

از حبس دنيا خسته ام چون مرغكي پر بسته ام
جانم از اين تن سير شد ، سامانه را گم كرده ام

در خواب ديدم بيـــدلي صد عاقل اندر پي روان
مي خواند با خود اين غزل ، ديوانه را گم كرده ام

گـــر طالب راهي بيــــا ، ور در پـي آهي برو
اين گفت و با خودمي سرود، پروانه راگم كرده ام

#مولانا



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۷ ارديبهشت ۱۴۰۰ساعت: ۰۹:۱۳:۱۴ توسط:sssss موضوع:

اشعار مولانا

 

بنماي رخ كه باغ و گلستانم آرزوست

بگشاي لب كه قند فراوانم آرزوست

 ……………

اي آفتاب حسن برون آ دمي ز ابر

كان چهره مشعشع تابانم آرزوست

 ……………

بشنيدم از هواي تو آواز طبل باز

باز آمدم كه ساعد سلطانم آرزوست

 ……… @nabtarinha ……

گفتي ز ناز بيش مرنجان مرا برو

آن گفتنت كه بيش مرنجانم آرزوست

 ……………

وان دفع گفتنت كه برو شه به خانه نيست

وان ناز و باز و تندي دربانم آرزوست

 ……………

در دست هر كه هست ز خوبي قراضه‌هاست

آن معدن ملاحت و آن كانم آرزوست

 ……………

اين نان و آب چرخ چو سيل‌ست بي‌وفا

من ماهيم نهنگم عمانم آرزوست

 ……………

يعقوب وار وااسفاها همي‌زنم

ديدار خوب يوسف كنعانم آرزوست

 ……………

والله كه شهر بي‌تو مرا حبس مي‌شود

آوارگي و كوه و بيابانم آرزوست

 ……………

زين همرهان سست عناصر دلم گرفت

شير خدا و رستم دستانم آرزوست

 ……………

جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او

آن نور روي موسي عمرانم آرزوست

 ……………

زين خلق پرشكايت گريان شدم ملول

آن‌هاي هوي و نعره مستانم آرزوست

 ……………

گوياترم ز بلبل اما ز رشك عام

مهرست بر دهانم و افغانم آرزوست

 ……………

دي شيخ با چراغ همي‌گشت گرد شهر

كز ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست

 ……………

گفتند يافت مي‌نشود جسته‌ايم ما!

گفت آنكه يافت مي‌نشود آنم آرزوست!

 ……………

هر چند مُفلسم نپذيرم عقيق خُرد

كآن عقيق نادرِ ارزانم آرزوست

 ……………

پنهان زِ ديده‌ها و همه ديده‌ها از اوست

آن آشكار صنعت پِنهانم آرزوست!

 ……… @nabtarinha .……

خود كار من گذشت ز هر آرزو و آز

از كانِ و از مكان پي اركانم آرزوست!

 ……………

گوشم شنيد قصه ايمان و مست شد

كو قسم چشم صورت ايمانم آرزوست!

 ……………

يك دست جام باده و يك دست جعدِ يار

رقصي چنين ميانه ميدانم آرزوست...

 ……………

مي‌گويد آن رباب كه مردم ز انتظار

دست و كنار و زخمه عثمانم آرزوست..!

 ……………

من هم رباب عشقم و عشقم ربابي‌ست

وان لطف‌هاي زخمه رحمانم آرزوست!

 ……………

باقي اين غزل را اي مطرب ظريف

زين سان همي‌شمار كه زين سانم آرزوست!

 ……………

بنماي شمس مفخر تبريز رو ز شرق

من هُدهدم حضور سليمانم آرزوست !

 ……………

"مولوي"

"مولاناي جان"

 

پ ن: " تكه هايي از اين شعرِ زيبا و پر معنا در كارهاي هنريِ و موسيقي  توسط هنرمندان كشورمان به وفور استفاده شده"



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۷ ارديبهشت ۱۴۰۰ساعت: ۰۹:۱۳:۱۳ توسط:sssss موضوع:

اشعار مولانا

 

عشقت صنما چه دلبري ها كردي ،
دركشتن بنده ساحري ها كردي ،

بخشي همه عشقت به سمرقند دلم ،
آگاه نه ايي چه كافري ها كردي ،

 

@nabtarinha
" حضرت مولانا "



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۷ ارديبهشت ۱۴۰۰ساعت: ۰۹:۱۳:۱۲ توسط:sssss موضوع:

اشعار مولانا

اشعار مولانا

عشق اول مي كند ديوانه ات 
تا ز ما و من كند بيگانه ات

عشق چون در سينه ات مأوا كند 
عقل را سرگشته و رسوا كند

مي‌شوي فارغ ز هر بود و نبود 
نيستي در بند اظهار وجود

زنده دل‌ها مي‌شوند از عشق، مست
مرده دل كي عشق را آرد به دست

عشق را با نيستي سودا بود
تا تو هستي، عشق كي پيدا بود

" مولانا "



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۷ ارديبهشت ۱۴۰۰ساعت: ۰۹:۱۳:۱۲ توسط:sssss موضوع:

اشعار مولانا (مولوي)

 گلچين زيباترين اشعار مولانا (مولوي)

رندان سلامت مي‌كنند جان را غلامت مي‌كنند،
مستي ز جامت مي‌كنند مستان سلامت مي‌كنند

در عشق گشتم فاشتر وز همگنان قلاشتر
وز دلبران خوش باشتر مستان سلامت مي‌كنند

غوغاي روحاني نگر سيلاب طوفاني نگر!
خورشيد رباني نگر مستان سلامت مي‌كنند

افسون مرا گويد كسي توبه ز من جويد كسي
بي پا چو من پويد كسي مستان سلامت مي‌كنند

اي آرزوي آرزو آن پرده را بردار زو
من كس نمي‌دانم جز او مستان سلامت مي‌كنند

اي ابر خوش باران بيا وي مستي ياران بيا!
وي شاه طراران بيا مستان سلامت مي‌كنند

حيران كن و بي‌رنج كن ويران كن و پرگنج كن
نقد ابد را سنج كن مستان سلامت مي‌كنند

شهري ز تو زير و زبر هم بي‌خبر هم باخبر،
وي از تو دل صاحب نظر مستان سلامت مي‌كنند

آن مير مه رو را بگو وان چشم جادو را بگو
وان شاه خوش خو را بگو مستان سلامت مي‌كنند

آن مير غوغا را بگو وان شور و سودا را بگو!
وان سرو خضرا را بگو مستان سلامت مي‌كنند

آن جا كه يك باخويش نيست يك مست آن جا بيش نيست
آن جا طريق و كيش نيست مستان سلامت مي‌كنند

آن جان بي چون را بگو وان دام مجنون را بگو
وان در مكنون را بگو مستان سلامت مي‌كنند

آن دام آدم را بگو وان جان عالم را بگو
وان يار و همدم را بگو مستان سلامت مي‌كنند

آن بحر مينا را بگو وان چشم بينا را بگو
وان طور سينا را بگو مستان سلامت مي‌كنند

آن توبه سوزم را بگو وان خرقه دوزم را بگو
وان نور روزم را بگو مستان سلامت مي‌كنند!

آن عيد قربان را بگو وان شمع قرآن را بگو
وان فخر رضوان را بگو مستان سلامت مي‌كنند

اي شَه حسام الدين ما اي فخر جمله اوليا
اي از تو جان ها آشنا مستان سلامت مي‌كنند

،، مولانا



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۷ ارديبهشت ۱۴۰۰ساعت: ۰۹:۱۳:۱۱ توسط:sssss موضوع:

اشعار مولانا "صنما"

اشعار مولانا "صنما"

با من صنما دل يك دله كن
گر سر ننهم آنگه گله كن

مجنون شده‌ام از بهر خدا
زان زلف خوشت يك سلسله كن

سي پاره به كف در چله شدي
سي پاره منم ترك چله كن

مجهول مرو با غول مرو
زنهار سفر با قافله كن

اي مطرب دل زان نغمه خوش
اين مغز مرا پرمشغله كن

اي زهره و مه زان شعله رو
دو چشم مرا دو مشعله كن

اي موسي جان شبان شده‌اي
بر طور برو ترك گله كن

نعلين ز دو پا بيرون كن و رو
در دست طوي پا آبله كن

تكيه گه تو حق شد نه عصا
انداز عصا و آن را يله كن

فرعون هوا چون شد حيوان
در گردن او رو زنگله كن

#مولانا



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۷ ارديبهشت ۱۴۰۰ساعت: ۰۹:۱۳:۱۱ توسط:sssss موضوع:

اشعار مولوي

اشعار مولويگلچين اشعار مولوي

از آن باده ندانم چون فنايم
از آن بي‌جا نمي‌دانم كجايم

زماني قعر دريايي درافتم
دمي ديگر چو خورشيدي برآيم

زماني از من آبستن جهاني
زماني چون جهان خلقي بزايم

چو طوطي جان شكر خايد به ناگه
شوم سرمست و طوطي را بخايم

به جايي درنگنجيدم به عالم
بجز آن يار بي‌جا را نشايم

منم آن رند مست سخت شيدا
ميان جمله رندان‌هاي هايم

مرا گويي چرا با خود نيايي
تو بنما خود كه تا با خود بيايم

مرا سايه هما چندان نوازد
كه گويي سايه او شد من همايم

بديدم حسن را سرمست مي گفت
بلايم من بلايم من بلايم

جوابش آمد از هر سو ز صد جان
ترايم من ترايم من ترايم

تو آن نوري كه با موسي همي‌گفت
خدايم من خدايم من خدايم

بگفتم شمس تبريزي كيي گفت
شمايم من شمايم من شمايم

مولوي 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۷ ارديبهشت ۱۴۰۰ساعت: ۰۹:۱۳:۰۷ توسط:sssss موضوع:

محمد جواد اسان است

اي نجا كليك كنيد


برچسب: ادمين،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۳ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۰۸:۱۱:۵۲ توسط:sssss موضوع:

بک لینک خرید - پسورد نود 32 -
سایت enfejar
بهترین سایت پیش بینی فوتبال
سایت betball90
انفجار آنلاین
جت بت ۹۰
betorward
وان ایکس بت
بکس بت
بت تایم 90 وی آی پی
بهترین سئو -
سایت شرط بندی سایت شرط بندی سایت شرط بندی سایت شرط بندی سایت شرط بندی سایت شرط بندی سایت شرط بندی سایت شرط بندی
سایت شرط بندی سایت شرط بندی سایت شرط بندی
سایت شرط بندی
وان ایکس بت
سایت بت بهترین سایت بازی انفجار جت بت سایت بت ۳۰۳ online casino
سایت شرط بندی ایل بت
سایت شرط بندی دل بت سایت شرط بندی دل بت سایت شرط بندی دل بت
پیش بینی ورزشی
sibbet90
سایت شرط بندی هات بت